CD Business 1.5

Text size
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

مهمانان سایت

در حال حاضر 1 مهمان آنلاین می باشند

Login Form

  • ورود
  • ثبت نام
    Registration
    *
    *
    *
    *
    *
    REGISTER_REQUIRED
  •  هنرشعردرشعرشریف سعیدی

    رنگین کمان

    ناگهان ابری که می بارید ،شد رنگین کمان

    خنده زد از سینه اش خورشید شد رنگین کمان

    در لباس نازک ابر سپید آهسته رفت

     گردگوش و گردن خورشید شد رنگین کمان

    آمد از حمام ابر گرم بیرون آفتاب

    تا عرق بر چهره اش لغزید شد رنگین کمان

    گله شوخ قناری پرکشید از شاخسار

    بربلندی های مجبون بید شد رنگین کمان

    گرتو محو عشق باشی روز وشب در کار نیست

    گردن ماه مرا میچید* شد رنگین کمان

    دختر شوخی که شب در حوض خوابم غوطه زد

    آب را بر آسمان پاشید شد رنگین کمان

    تصاویر

    No images

    ادبســــــــــتــــــان
    جرم مکتب وکتاب

    واقعه کتاب رابه آب دادن چیزی تازه نیست، این آن دسته گلی است که این قوم دوصد سال است که آن رابه آب داده است. مگرآن دجله اشگ چشم آن دری سرایان نیست که برای همیشه تاریخ درسرزمین تفتدیه هلمند جاری است. پس ماراچه انتظارازآنانی که مکتب می سوزاند وبه راستی که سزاوارکتاب خواندن نباشند ودرکوری مطلق بیمیرند.

    ادامه مطلب ...
     
    Dream of Afghans...
     
    Democratic Election remains a dream for Afghans yet again
    After three decades of war and conflict in Afghanistan, Afghan community experiences the 2nd election occurrence which is going to take place in August 2009.
     
     
    ادامه مطلب ...
     
    گفتگوهای پنهانی

    گفتگوی پنهای طالبان، کرزی، عربستان سعودی، برتانیایی ها وآمرایکایی هادرعربستان سعود

    ادامه مطلب ...
     
    جرئت گفتگو

    دیدگاه یکی ازسیاستمداران آلمانی درامورافغانستان وخاورمیانه درمصاحبه باهفتنه نامه اشپیگل. ترجمه مقایسه ای بامتن اصلی پیشکش خوانندکان عزیز

     



    ادامه مطلب ...
     
    مردی که درآینه گم شد

      گاهی ناخودآگاه بعضی مطالب درپستوهای ذهنم جای می گیرد. حتا باعث آذارذهنییم می شود. این مطالب سایه روشن هایی است که درجدارهای ذهنم بدون هیچ تعمد موذیانه می خزد

    ادامه مطلب ...
     
    وقتی دیگر عشق نیست2

    بی مقد مه می خواهم مطلبی که یک سال است درکنج ذهنم خانه گزیده است راروی صفحه کامپیوتربنویسم. دیروزچیزی تحت همین عنوان نوشتم.

    ادامه مطلب ...
     
    نمازشــب

    "زارا"خیلی زود تغییر کرد. شــادیش چندروزی بیــش نپایــید. همهُ آرزوهایش رنگ باخت. حـالا که صاحب چند ین فرزند بود، به خودش هیچ توجهـی نداشت.

    ادامه مطلب ...
     
    خانهء ناصاف

    پدرم نمی خواست من درمکتب سرکاری بروم. برای همین من را ازچشم چبراسی پنهان کرده بود. یک سال مکتب آخوندی رفتم. وقتی هفت سالم شد نمی دانم چرامن رادرمکتب سرکاری ثبت نام کرد. پدرم متعقد بودکه باید پیش آخوند ده قران ودنییات یادم بگیرم.

     

    ادامه مطلب ...
     
    نامه ی نوه چنگيز به پاپ