درون اقیانوسیم. دونفریم، نمی دانم آنکس کیست. شنارا ازمن بهترمی تواند. باخودمی گویم که ازساحل نباید دورشوم. ولی همراهم انگارقصد دارد به شناادامه دهد. من انگارروی آب نشسته ام.

باخود می گویم باید به سوی ساحل شناکنم. ساحل مه آلود وآنگارپیداست. شروع می کنم به شناکردن. مانند این می ماند که پاهایم راروی توشک دراز کرده وبه بالشتی تکیه داده باشم، به همین حالت می بیم راحت به سوی ساحل نزدیک می شوم. وروی آمواج کف آلود آب احساس راحتی می کنم. باخود می اندیشم که چگونه چنین شناکردن راآموخته ام. هم چنان که به ساحل نزدیک می شو وبه شناکردن فکرمی کنم می گویم این خواب است.اماخوش حال شده ام که به ساحل نزدیک شده ام.

این خواب به شکل های متخلف درطول عمرم تکرارشده است. باتجربه ای که ازخواب هایم دارم«آب» برایم سمبل سفر، دست وپنجه نرم کردن باحوادثی است که شاید در راه باشد. آیااین خواب به من می گوید که هنوزهنرشناکردن رانیاموخته ام. آیا این چنین نیست که من به توانایی های واقعیم بایدآگاه باشم وقبول کنم که شناکردن دراقیانوس رانیاموخته ام واصولاَ برایم نا ممکن است.

طوفان

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

دیدگاه‌ها  

0 # en smithe590@gmail.com 1396-07-27 08:41
These medications for patients who lose their late cialisdfr.com/ , Cialis teens and workup be elucidated.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


فهرست مطالب