CD Business 1.5

Text size
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

 هنرشعردرشعرشریف سعیدی

رنگین کمان

ناگهان ابری که می بارید ،شد رنگین کمان

خنده زد از سینه اش خورشید شد رنگین کمان

در لباس نازک ابر سپید آهسته رفت

 گردگوش و گردن خورشید شد رنگین کمان

آمد از حمام ابر گرم بیرون آفتاب

تا عرق بر چهره اش لغزید شد رنگین کمان

گله شوخ قناری پرکشید از شاخسار

بربلندی های مجبون بید شد رنگین کمان

گرتو محو عشق باشی روز وشب در کار نیست

گردن ماه مرا میچید* شد رنگین کمان

دختر شوخی که شب در حوض خوابم غوطه زد

آب را بر آسمان پاشید شد رنگین کمان

تصاویر

No images

نــظــراتــــــ